جوق‌شور 

۱. یک مصاحبه‌ای دارد آقای جیمز کلی‌یر، یادی می‌کند از مرحوم استفان کاوی، می‌گوید که‌ هر آدمی یک دایره نگرانیها دارد و یک دایره تاثیر. دایره نگرانیها همه آن چیزهایی است که اتفاق می‌افتند و می‌روند روی اعصاب و روان آدمیزاد. دایره تاثیر ولی، شامل همه آن چیزهایی است که می‌شود برایشان کاری کرد و حرکتی کرد و تغییری ایجاد کرد. آقای جیمز کلی‌یر می‌گوید که خیلی مسایل نگرانمان می‌کنند که تاثیر خاصی رویشان نداریم و در همه آدمها، این دایره تاثیر بخش کوچکی است از دایره نگرانی. مدام هم آدمها این دایره نگرانی را تغذیه می‌کنند و بزرگ و بزرگترش می‌کنند‌ بی‌آنکه تاثیر خاصی روی این نگرانیها داشته باشند.  

۲. آقای جیمز کلی‌یر می‌گوید درد اینجاست که آدمها هدف هم که برای زندگیشان می‌نویسند، بر اساس دایره نگرانی است و نه دایره تاثیر. دو تا مثال دارد آقای جیمز کلی‌یر. یکی اینکه طرف نگران وزنش است و هدفی تعریف می‌کند که تا ماه آینده پنج کیلو کم می‌کنم. در حالی که هیچ آدمی کنترل خاصی روی وزنش ندارد. هدف باید این باشد که هفته‌ای سه بار، از آسمان سنگ هم که ببارد، می‌روم باشگاه و ورزش می‌کنم. این هم برنامه ورزشم. آدم خودش را تبدیل کند به ورزشکار و نگران تصمیمات سلولهای چربی شکمش نباشد. مثال دومش اینست که این روزها آدمها مدام در شبکه‌های اجتماعی نگران تعداد فالوئر هستند. به جای اینکه هدفشان این باشد که دایره تاثیر را بزرگ کنند، و مثلا مثل خود آقای جیمز کلی‌یر مدام بخوانند و هفته‌ای دو بار بنویسند، مدام آن یک رقم را نگاه می‌کنند که هیچ تاثیری رویش ندارند و حرص می‌خورند.

۳. این را قبلا البته به ما گفته بودند. از آن هفت سالگی هر معلمی می‌رسید سر کلاسهایمان حرف اولش آسان بود که برای یادگیری بخوانید نه برای نمره. هر مربی می‌گفت برای سلامتی ورزش کنید نه برای وزن. آقای استیو جابز می‌گفت درد این روزها اینست که شرکت ثبت می‌کنند و روی یک اختراع کار می‌کنند فقط به این امید که روزی کسی بیاید و بخرد و پولدار شوند. اهمیت محصول باکیفیت یادشان رفته. تمرکز را باید گذاشت روی محصول، نه آنکه کس دیگری می‌خرد یا نه. خانم ایزابل آلنده می‌گفت که هدف شهرت نباشد، این باشد که روزی ده صفحه بنویسی و نه تایش را پاره کنی و یک صفحه خوب درآوری. همه اینها همین را می‌گفتند که فکر آن نگرانیهای خارج از دایره تاثیر آدمی نباشید، فکر آنها باشید که می‌توان‌ عوضشان کرد. گفتنش ولی از عمل راحتتر است. 

۴. همه اینها دیشب که گچ به دستم بود و برای دانشجوهایم از آلودگی رودخانه می‌گفتم رسید به ذهنم. می‌گفتم برایشان که هر رودی در مسیرش مرام تبخیر می‌شود و غلظت نمکش می‌رود بالا. هر رودی مدام از کناره‌ها نمک را حل می‌کند و غلظت نمکش می‌رود بالاتر. ما آدمها هم مدام آلودگی کشاورزی و صنعتی اضافه می‌کنیم و‌ این نمک را بیشتر می‌کنیم و خلاصه‌اش این می‌شود که آن بالادست به جریان آب می‌گفتیم «رودخانه کبیر» و این پایین دست تبخیر شده و نمک‌سود شده و تبدیل شده به جوق‌شور غیاث‌اباد. بعد گفتم روی خورشید و روی زمان‌ کنترل ندارید، طبیعت است. کناره‌ها را هم که نمی‌شود پارچه‌پیچ کرد، آن هم طبیعت است.  تاثیر ما روی این آلودگیهاست، جلوی آن آلودگیها را بگیریم. بعد یاد آقای جیمز کلی‌یِر افتادم و دایره نگرانی و دایره تاثیر. به حال این روزهایمان بی‌ربط نیست. نگرانیها را کم کنیم و تاثیرها را بیش. جلوی این آلودگیها را بگیریم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s